الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
452
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
تقوى نيست ، اگرچه تمام درختان و برگهاى دنيا او را سايه اندازد . مردمان تا دولتمردى با تو است برادرانند و اگر مكنت و دولت از تو رويگرداند دشمنان تو هستند . مردم را يكسان مپندار ( خوى مردم را يكسان مپندار ) ؛ مردمان شهوتها و مقاصد پنهانى دارند كه آن را نمىتوانى درك كنى . هر آب روشن و بىتيرگى براى بينندهاى است و هر گياهى خوشبو مانند شعمدان نيست ، و براى همه كارها زمان خاصى مىباشد و هر كارى اندازه و مقدارى دارد ، پس هيچگاه براى رسيدن به كارى عجله نكن پس هيچگاه قبل از پخته شدن اخلاط فاسده بدن ، تب و مريضى خوب نمىباشد . بهترين دوست انسان براى همراهى و معاشرت عقل اوست هرچند ياران و برادران زياد داشته باشد . جوانمردى و عقل از يك چشمه ، منشأ گرفتهاند و در يك محل سكونت گزيدهاند . هرگاه بخشندهاى وطنى در جايى داشته باشد حتما روى زمين وطنهاى بسيارى خواهد داشت . اى ستمگرى كه به دولت و مقام خود خوشحال هستى ، اگر تو در غفلت و خواب هستى ! روزگار بيدار و هوشيار است . و اى داناى خوب كردار و خوشاخلاق ، خوشا به حال تو پس تو بدون آب ، سيراب هستى . و اى نادان اگر در ميان درياهاى وسيع و بيكران باشى بىشك و شبهه تشنه هستى ! هيچ شادى و شادمانى دائمى نيست ، هركس زمانى شاد است زمانى ناراحت خواهد بود . اگر دوستى قديمى به تو خيانت كرد پس به دنبال غير او باش ، زيرا همهء مردم برادران تو هستند . اگر شهر و زادگاهت براى تو تنگ شد پس مهاجرت كن زيرا همه زمينهاى الهى وطن هستند . اين نكتهها را مانند مثلهاى شايع بگير و فهم كن ؛ در آن براى كسى كه روشنى بخواهد نور و روشنى وجود دارد . زيبايىهاى را ضررى نرسيده به خاطر اينكه طبع آنها را به نظم درآورده است . هرچند كه آنها را « حسان » شاعر نسروده است . 1147 - خير محض از شرح « ديوان » ، حكما گويند : هرچه موجود است ، خير محض است يا خير او غالب است بر شرّ او و ترك خير كثير ، براى شرّ قليل ، شرّ كثير است . گاه باشد كه انگشت مار گزيده را بايد بريد تا باقى اعضا سالم ماند ؛ و در اين صورت ، سلامت انگشت مراد است و مرضىّ ، و قطع انگشت مراد است و غير مرضىّ ، و اگر گوييم شرّ قليل براى خير كثير ، خير كثير است هم راست باشد . در طريقت هرچه پيش سالك آيد ، خيرِ اوست * بر صراط المستقيم ، اى دل ! كسى گمراه نيست و تحقيق مقام آنكه خداى حكيم است ، پس مىداند كه احسن نظام و اصلح اوضاع در آفريدن عالم چيست و قادر است . پس مىتواند كه برطبق علم خود ، عالم را خلق كند و فيّاض مطلق است و